|
آمریکا و بر اندازی جمهوری اسلامی /دولت ریگان |
|
|
|
|
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي
|
|
دوشنبه, 11 مرداد 1389 ساعت 15:32 |
|
صفحه 1 از 8 
31 سال دفاع و مقاومت در برابر جنگ نرم خلاصه ای از : آمریکا و بر اندازی جمهوری اسلامی ایران ( توهّم یا واقعیت ؟ ! ) فصل چهارم : اقدامات دولت ریگان در جهت بر اندازی جمهوری اسلامی ایران
بخش اول : طراحی کودتاهای مختلف بمنظور سر نگونی نظام جمهوری اسلامی ایران مقدمه « رونالد ریگان » در حالی فعالیت خود را بعنوان رییس جمهوری آمریکا آغاز نمود که وارٍ سر خوردگی های شدید و مکرر در مقابله با جمهوری اسلامی ایران بود . طرحها و برنامه های مختلف ارایه شده از سوی کارتر و هم دستان او در کاخ سفید ، هیچ کدام نتوانسته بود که آمریکا را به مقصود رسانده ، هر یک پس از اجراء ، موجب تمسخر جهانیان و حقارت بیشتر آمریکا و کادر کارشناسی و مشاوران او در کاخ سفید نیز هر کدام به نوبه خود بعنوان افراد غیر کار آمد و شکست خورده تلقی می شدند . لذا " ریگان " از همان ابتدای روی کار آمدنش ، شروع به خط و نشان کشیدن برای ایران کرد و در اظهارات متعددی این مطلب را بیان کرد که دیگر اجازه نخواهد داد حیثیت جهانی آمریکا ، به مانند دوره ی زمامداری کارتر ضربه بخورد و در برابر کشوری مانند ایران ، آنهمه تحقیر شود . ریگان ، که در میان گروههای حاکم در آمریکا اصطلاحا به جناح " بازها " تعلق داشت ، طرفدار اعمال خشونت و نشان دادن قدرت آمریکا در سطح جهان بود و می خواست که حیثیت " ابر قدرتی " آمریکا را دوباره به این کشور باز گرداند . بدین خاطر بود که از همان ابتدا ، شروع به طراحی انواع توطئه ها در جهت تضعیف و بر اندازی نظام جمهوری اسلامی ایران کرد . در این فصل به بر رسی این توطئه ها می پردازیم . طراحی کودتاهای مختلف بمنظور سر نگونی نظام جمهوری اسلامی ایران : کودتای نوژه ، که نمونه های بسیار کوچک تر آن ، رژیم های بسیاری را در سراسر جهان سر نگون کرده بود و به جرات می توان ادعا کرد که کودتای 28 مرداد 1332 در مقایسه با آن بازی کودکانه ای بیش نبود ، در تاریخ هجدهم تیر ماه 1359 خنثی شد . اما سازمان " سیا " از این شکست درس نگرفته و به تلاش های خود برای اجرای کودتاهای دیگر ادامه داد . در فاصله شکست کودتای نوژه تا کودتای « قطب زاده ، شریعتمداری » در فروردین ماه 1361 ، یعنی در طول یک سال و نیم ، سه توطئه کودتای دیگر نیز به سر نوشت کودتای نوژه دچار شد . حجت الاسلام ری شهری ، رییس وقت دادگاه انقلاب ارتش ، در طی مصاحبه ای در مورد کودتای کشف شده مطالبی به این شرح اظهار داشت: « اولین گروه بر اندازی ، گروهی بنام " پارس " بود که مخفف عبارت " پاسداران رژیم سلطنتی " است . دومین گروه بر اندازی عنوان " نمارا "، و سومین گروه " نیما " را داشت. جدیدترین گروه کشف شده عبارت از گروهی بود که آقای قطب زاده نام آنرا " نجات انقلاب ایران " گزارده بود . ارتباط تمامی این گروهها با واسطه یا بی واسطه به سازمان جاسوسی " سیا " و شیطان بزرگ بر می گردد . طبق مدارکی که در دست است ، شخصی بنام آرمین و با نام مستعار " آرش " ضمن تماس با خانواده منحوس پهلوی در مصر و ژنرال علا در آن کشور ، گروه " پارس " ، را تشکیل می دهد . اعضای این گروه یک سال و نیم قبل دستگیر شدند . یکی از اعضای این باند به اسم " مهاجری " با قطب زاده تماس داشته است . پس از دستگیری این باند ، متوجه شبکه دیگری به اسم " نمارا " شدیم . عامل ارتباطی این شبکه " پزشک پور " بود که در تماس مستقیم با اسراییل بود و رهبر آن سرهنگ رضا زاده بود . پس از دستگیری اینها شبکه دیگری بنام " نیما " کشف شد . حدود یک ماه قبل برادران سپاه پاسداران موفق به کشف این شبکه و دستگیری اعضایش شدند که در این رابطه حدود 25 نفر شناسایی و دستگیر شدند . خط ارتباطی این شبکه با سازمان " سیا " از طریق " جبهه ملی " و دکتر منوچهر شایگان بوده است.جالب است که این افراد حتی کابینه خود را هم تشکیل داده بودند.1 دکتر منوچهر محمدی نیز در کتاب " تحلیلی بر انقلاب اسلامی " ، در باره توطئه کودتای قطب زاده می نویسد : کشف توطئه کودتای آمریکایی قطب زاده با حمایت شریعتمداری از جمله پیروزی های مهم نیروی حزب الله در انقلاب سوم بود ... برای انجام توطئه براندازی ، از میان لیبرالها فردی ماجراجو و جنجال بر انگیز مانند قطب زاده انتخاب مناسبی بود و با تماسهایی که با عوامل بیگانه داشت به خیال خود می توانستند با از میان بردن رهبر انقلاب ، قدرت را به دست گرفته و شریعتمداری هم بعنوان مرجع تقلید و رهبر آینده کشور ، عمل آنها را تایید نماید .2 برای پی بردن به ارتباط میان « شریعتمداری » و طرحهای سازمان " سیا " نیز به این سند توجه کنید : در تاریخ هفتم آبان ماه 1358 یعنی یک هفته پیش از تصرف لانه جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان ، " دونالد پکوین " رییس پایگاه " سیا " در تهران ، طی یک گزارشی به مرکز سازمان نوشت : در صورتی که ارتش از کسی طرفداری کند اوضاع می تواد صورت دیگری پیدا کند . اما ( ارتشی ها ) هنوز وحشت زده اند . انضباط شان ضعیف است . اشتیاق حرفه ای عملا وجود ندارد ، و رهبران احتمالی که بتوانند اعتماد به نفس خود را باز گردانند ، هنوز پدیدار نشده اند ... شما از من خواستید که در یک فرصت ، راجع به امکانات اعمال نفوذ در جریان امور اظهار نظر کنم . من نظر خود را فقط بطور حاشیه ای و جزیی و تا زمانیکه ارتش دوران نقاهت خود را طی می کند اعلام می کنم و این هم مرحله ای است که برای طی آن از دست ما تقریبا کاری ساخته نیست . کاری که از دست ما بر می آید و من الان در گیر آن هستم ، اینست که سران بالقوه یک ائتلاف متشکل از لیبرالهای سیاسی ، چهره های دینی میانه رو و سران ارتش متمایل به غرب را شناسایی کرده و آماده حمایت از آنها شویم . کسی که بیش از دیگران احتمال داده می شود ائتلاف را سرعت بخشد،آیت الله شریعتمداری است.3 البته رییس پایگاه " سیا " در تهران ، یکباره به این نتیجه گیری نرسیده است . بلکه با توجه به گزارشات متعددی که قبلا به اظهارات و اقدامات شریعتمداری بدست " سیا " رسیده بود ، به این نتیجه گیری دست یافته است . بطور نمونه ، بعد از ملاقاتی که یکی از منابع سفارت آمریکا با شریعتمداری داشته ، سفارت در تاریخ سوم اردیبهشت 1358 گزارشی حاوی این مطالب به آمریکا مخابره می کند : « شریعتمداری صراحتا بیان کرد که از اعمال دادگاههای انقلاب بشدت نا امید شده است و امیدوار است که دنیای غرب این احتمال را به اسلام واقعی نسبت ندهند . به نظر او دادگاههای انقلاب غیر قانونی و غیر اسلامی هستند و بنابراین ، او نه تنها دخالتی در این دادگاهها ندارد بلکه نقشی در کارهای حکومتی نیز ایفا نمی کند . وی اضافه کرد ایران امروز بر اساس عقل اداره نمی شود ؛ بلکه اداره آن بر اساس احساسات است ، و احساسات ضد آمریکایی جاری را نمونه ای از این امر دانست . او ابراز امیدواری کرد که آمریکا نباید احساسات ضد آمریکایی گسترده کنونی را بعنوان احساسات اصیل ایران تلقی کند . وی با احتیاط تمام گفت که اظهارات { امام } خمینی تا حد زیادی به این رفتار ضد آمریکایی کمک کرده است ؛ و وقتی مردم ایران دوباره بر سر عقل بیایند می خواهند که روابط ایران و آمریکا ادامه یابد ... او اضافه کرد که ما باید به دقت از فرصت هایی که موجب استحکام دوستان آمریکا در ایران می شود استفاده کنیم و با این تبلیغات ( ضد آمریکایی ) مبارزه نماییم » .4 با توجه به مطالب مذکور ، مشخص می شود که آمریکا در تشخیص خود دچار اشتباه نشده و مرکز جاذبه شدن شریعتمداری برای گروههای ضد انقلاب ، صرفا یک تاکتیک سیاسی در جهت استفاده موقت از موقعیت وی نیست ، بلکه خود ایشان یک ستون اساسی " خط میانه " محسوب می شده است . در این طیفی که قصد داشتند حول محور " شریعتمداری " مجتمع شوند ، از عناصر لیبرال دست راستی گرفته تا کاندیدای گروههای به اصطلاح چپ گرا یافت می شدند . در گزارشی که سفارت از ملاقات " عبدالکریم لاهیجی " با کنسول سیاسی سفارت در مورخه 24 مهر 1358 تهیه و به واشنگتن ارسال کرده بود ، چنین نظریه داده بودند که : « یک ائتلاف شریعتمداری، مجاهدین خلق،و جبهه ملی ، می تواند بسیار نیرومند و سهمگین باشد ». بالاخره در اواخر فروردین ماه 1361 ، کودتای قطب زاده ، شریعتمداری کشف و توطئه آنان برای از بین بردن امام خمینی ره و سر نگون ساختن نظام جمهوری اسلامی ایران خنثی می گردد و قطب زاده نیز بهمراه جمعی از کودتاچیان به سزای اعمال ننگین شان می رسند . " جیمز بیل " نیز در کتاب خود در این باره می نویسد : در سال 1987 همه فهمیدند که سرویسهای اطلاعاتی آمریکا ، یک شرکت تگزاسی بنام شرکت بین المللی « پرگرین » را به استخدام در آورده تا خارج از آمریکا بطور پنهانی دست به کاری غیر قانونی بزند . یکی از نقشه های " پر گرین " در سال 1982 (1361 ) آن بود که به اجرای یک کودتا بر ضد دولت ایران که شامل قتل آیت الله خمینی نیز می شد ، کمک کند . اما زمانی که مجری نظامی ایرانی طرح در سر قرار خود در نیویورک حاضر نشد ، این طرح نافرجام ماند . برای مخارج این طرح 120 میلیون دلار در نظر گرفته شده بود .6 پس از ناکام ماندن کودتای مذکور ، آمریکا باز هم به فکر طرح جدیدی می افتد . " ساموئل سه گو " افسر سابق ارتش اسراییل که در امور اطلاعاتی فعالیت داشت،با انتشار کتابی با عنوان " مثلث ایران "، پرده از یک طرح تنظیم شده برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی بر داشت . این طرح قرار بود با همکاری مشترک آمریکا ، اسراییل ، سودان و عربستان سعودی به اجرا گذاشته شود . هدف طرح ، باز گرداندن حکومت سلطنتی به ایران در سال 1983 بود ... قرار بود طرح سر نگونی نظام جمهوری اسلامی ایران در اوایل سال 1983 ( اواخر 1361 ) بوسیله ی ژنرالهای تبعیدی ایران زیر نظر " ویلیام کیسی " رییس سازمان سیا ، و با کمک مالی عربستان سعودی به اجرا گذاشته شود ولی حمله اسراییل به لبنان و استعفای اریل شارون مانع از اجرای طرح شد . همکاری عربستان سعودی در طرح نیز به این ترتیب بود که فهد قول داده بود 800 میلیون دلار هزینه تسلیحاتی طرح را عهده شود ... وی در ادامه می افزاید : ملاقات دیگری بین شارون و ژنرال " رضوانی " بعد از حمله اسراییل به لبنان صورت گرفت . در این ملاقات ، خرید اسلحه به میزان دو میلیارد دلار مطرح شد . قرار بود سلاحها به سودان حمل شود و در یک پایگاه آموزشی و تدارکاتی مستقر گردد . " جعفر نمیری " رییس جمهور وقت سودان قول داده بود در برابر دریافت یکصد میلیون دلار ، این پایگاه را در اختیار اجرا کنندگان طرح کودتا علیه جمهوری اسلامی ایران قرار دهد ...7 اما این طرح نیز امکان اجرا نیافت . توطئه های باند رضا پهلوی " احمد علی مسعود انصاری " یار دیرین رضا پهلوی ، در کتاب خاطرات خود در باره ی آغاز فعالیتهای سیاسی " رضا " برای بدست آوردن قدرت و بر پایی مجدد دستگاه سلطنت در ایران به کمک قدرتهای بیگانه می گوید : پس از مرگ شاه ، رضا گفت که قصد دارد از مصر بیرون برود و فعالیتهای سیاسی مستقل خود را در مراکش آغاز کند و بدین منظور از طریق ملک حسن پادشاه مراکش با ملک خالد و یارانش تماس گرفته ، و به بهانه حج به دیدار مقامات سعودی رفته است . وی افزود که سعودی ها دو میلیون دلار نقد به او داده اند و وعده کرده اند که پنج میلیون دلار دیگر هم بزودی از طریق ملک حسن به او خواهند داد . همچنین گفت که قول پرداخت پانزده میلیون دلار هم در مرحله سوم به او داده شده است . وی در بخش دیگری از کتاب خود می نویسد : هر جا سخن از بر اندازی جمهوری اسلامی و باز گشت سلطنت بود ، مشروعیت ! آن به رضا باز می گشت . بودجه این فعالیتها نیز عموما از جانب سازمان " سیا " ، اشرف ، و یا کشورهای عربی تامین می گردید . از میان کشورهای عربی ، در حقیقت عراق و تا حدودی سعودی ها تامین کنندگان اصلی این بودجه ها بودند ... در طی سفری که رضا در سال 1362 به آمریکا رفت ، یکی از اطرافیانش بنام غلام کاظمیان ، وی را به " مرین اسموک " که در سازمان " سیا " و نزد مقامات تصمیم گیرنده نفوذ بسیار داشت ، معرفی کرد . آقای اسموک هم یک میهمانی ترتیب داد که در آن چند تن از وزرای آمریکا ، ویلیام کیسی ( رییس سازمان سیا ) ، و شخصیت هایی چون مایکل دیور ( مشاور کاخ سفید ) ، و ریچارد هلمز ( رییس سابق سیا ) ، در آن دعوت شده بودند . این آشنایی و دوستی ، مقدمه ریختن طرحی برای سقوط دولت جمهوری اسلامی شد . مدتی بعد رضا برایم تعریف کرد که طرح جدی شده و مامورینی برای بررسی شیوه کار و نحوه اجرای طرح در کشورهای اروپایی و کشورهای همجوار ایران و حتی در خود ایران تعیین شده و مشغول به کار شده اند ... از آنجا که سازمان " سیا " بر آن شده بود که رضا پهلوی و دفترش را رسما و بطور کامل در اختیار بگیرد ، بودجه خاصی برای آن دفتر تعیین کرد . بدین ترتیب از سال 1362 سازمان " سیا " ماهیانه حدود صدو پنجاه هزار دلار بحساب شماره " Kredit Swiss, FED 104759021 " واقع در ژنو برای فعالیتهای سیاسی دفتر رضا واریز کرد . بودجه ای که به همین مبلغ تا سال 1368 ادامه داشت ... روزنامه " ترجمان " چاپ استانبول ، در یکی از شماره های خود در سال 1368 در مقاله ای با عنوان " چریکهای شاه برای کودتا آماده می شوند " نوشت : گروهی از سلطنت طلبان و طرفداران رضا پهلوی در ترکیه سازماندهی شده و علیه جمهوری اسلامی ایران مشغول فعالیت سیاسی می باشند ... طرفداران رژیم شاه در کشورهای آمریکا ، آلمان ، فرانسه ، و ترکیه ، ایرانیان فراری را در سازمانی بنام " جبهه ملی گرای ایران " سازماندهی کرده و از آنان برای مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده می نمایند . این روزنامه با چاپ تصویری از پنج نفر که صورت خود را با پارچه پوشانیده بودند ، به نقل از آنان که بعنوان رهبران سازمان یاد شده در ترکیه معرفی شده اند می افزاید : اخیرا رضا پهلوی با علی امینی و شاپور بختیار در مورد گسترش دامنه فعالیت های خود علیه جمهوری اسلامی ایران به توافق رسیده اند . ترجمان با اشاره به اینکه طرفداران رضا پهلوی در ترکیه آماده شرکت در کودتا علیه جمهوری اسلامی ایران می باشند ، می نویسد : جبهه ملی گرایان ایران ، کارتهای شناسایی ویژه ای را تهیه کرده و در اختیار طرفداران رضا پهلوی قرار داده است . قرار است در جریان کودتا ، افراد مذکور از این کارتها بعنوان گذرنامه استفاده کنند .8 اگر خبر مذکور را که مربوط به سال 1367 می باشد ، در کنار سایر برنامه های تدارک دیده شده توسط سازمان " سیا " در سال 1367 قرار دهیم ، ابعاد این ماجرا روشن تر خواهد شد : بر اساس اعترافات تعدادی از افراد شبکه جاسوسان سازمان " سیا " که در اواخر سال 1367 دستگیر شدند ، ( در بخشهای بعدی در این مورد جداگانه توضیح داده می شود ) مشخص گردید که سازمان " سیا " خود را برای یک مداخله ی نظامی در ایران آماده می کرده است .9 اما دستگیری اعضای این شبکه ، توطئه آنان را خنثی می سازد . این طرح های نا موفق کودتایی برای سازمان " سیا " هزینه های بسیار سنگینی در بر داشت . در پی این چنین شکست های متوالی بود که " بنیاد هریتیچ " اعلام کرد : انقلاب ایران خود را مستحکم کرده و مخالفین خود را در هم کوبیده ، تا حدی که یک انقلاب یا کودتا ، در آینده نزدیک غیر ممکن است . علی رغم این نظریه ، در بخشهای بعدی این فصل خواهیم دید که آمریکا همچنان خط مشی بر اندازی نظام جمهوری اسلامی ایران را از طریق گروهکهای ضد انقلاب پیگیری می کند . منابع : (1) روزنامه کیهان 31 فروردین 1361 . (2) منوچهر محمدی ، « تحلیلی بر انقلاب اسلامی » (تهران امیرکبیر1366) ص171و172 . (3) دانشجویان مسلمان پیرو خط امام . خط میانه (5) (تهران، مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی آمریکا 1365)ص30 . (4) اسناد لانه جاسوسی آمریکا ج28 سندشماره11 ص40و41 . در مورد شریعتمداری اسناد دیگری نیز وجود دارد از جمله ، در یک سند سرّی به تاریخ دوازدهم اردیبهشت 1358 گفته شده : گزارشهای متعدد اطلاعاتی از تاریخ 1345 وجود دارد که اساسا نشان می دهند که شریعتمداری با شاه مناسبات نسبتا خوبی داشته و در لیست حقوق بگیران ساواک نیز بوده است . ر.ک.به : اسناد لانه جاسوسی ج55،خط میانه (5) ص36 . در شروع کار " سیا " برای تماس با شریعتمداری ، معاون قرارگاه " سیا " در یکی از اسناد بعد از ذکر این نکته که باب حمایت از شریعتمداری و حزبش { حزب جمهوری خلق مسلمان } گشوده است ، می گوید در این کار هدف همانطور که { امام } خمینی نسبت می دهد ، ایجاد شکاف در نهضت اسلامی و تضعیف آن خواهد بود تا صاحبان افکار معقولانه تری بتوانند ابراز وجود کنند . در پاسخ به این پیشنهاد قرار گاه ، ستاد " سیا " این نظر را تصحیح کرده و تنها ایجاد شکاف را کافی نمی داند بلکه بر روی کار آوردن دولتی موافق با نظرات آمریکا را مد نظر قرار می دهد و می گوید : « هدف از اقدام سیاسی ما در ایران ، روی کار آوردن دولتی است که نسبت به منافع ایالات متحده نظر موافق داشته باشد . برای اینکه حزب شریعتمداری را بعنوان یکی از راههای نیل به هدف خود مورد توجه قرار دهیم لازم است که قدرت و نفوذ آن را معین کنیم » . همان ، ص21و22 . شریعتمداری از طریق یکی از مریدانش بنام مرتضی موسوی ( رییس شرکت پیرانکوه ) که ضمنا با سازمان " سیا نیز در تماس بوده ، از آمریکا تقاضای پول می نماید . وی در آغاز قصد داشته که این پول را در جهت مسلح کردن آذربایجانی های مقیم تهران بکار گیرد تا در موقع مقتضی بوسیله این افراد اهداف خویش را جامه ی عمل بپوشاند . بعد از مدتی که به اصطلاح خودشان به درک بهتری از مسایل می رسند ، تصمیم میگیرد که از این پول در جهت تحقق بخشیدن به یک تشکیلات سرتاسری در ایران استفاده نماید و حتی در خواست همکاری از عناصر آمریکایی برای برنامه ریزی و منسجم کردن تشکیلات حزب خلق مسلمان را می نماید . همان ص26 . (5) همان سند شماره 39،ص120 . (6) James Bill . op . Cit., p 315 . (7) Samuel Segev . " The Iranian Triangle ", ( New York : The Free Press, 1988 ), p10-11 (8) تلکس خبر گزاری جمهوری اسلامی ، بیست و ششم آذر 1367 . (9) روزنامه کیهان ، سیزدهم و چهاردهم آبان 1368 .
|