| استوارى قرآن از ديدگاه معصومين ع |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||||||
| پنجشنبه, 04 اسفند 1390 ساعت 09:04 | |||||||
صفحه 1 از 2 استوارى قرآن از ديدگاه معصومين ع
- رهـيافت تغيير و تحريف در كتابهاى آسمانى پيش از قرآن, چونان تورات و انجيل- تدوين و گردآورى آيات در مجموعه اى واحد,پس از سپرى شدن عصر نزول و رحلت رسول اكرم(ص) آن هم پس از گذشت زمانى چند!.![]() - تـلاش مذاهب گوناگون اسلامى, براى مستند ساختن مرام و مسلك فكرى و عملى خود به دليلهاى شرعى و ثابت كردن ناسازگار نبودن مذهب ايشان با آيات قرآن و... از جـمـلـه عواملى است كه شبهه تحريف قرآن را در ناى برخى دميده و بر قلم بعضى جـارى سـاخـته است! هر يك از اين عوامل شبهه انگيز, پاسخ خاصى براى خود مى طلبد كـه پـرداخـتـن بـه همه آنها در يك مقاله, ميسر نيست, چه اين كه تمايز قرآن از تـورات و انـجـيل و تفاويتهاى زمانى و پيامى و ارزشى آنها, خود ميدانى گسترده, در پيش روى تحقيق مى گشايد. بـا مـنـكـرانـى كـه اصـل شريعت آسمانى را منكرند و يا تنها شريعت محمدى(ص) را نپذيرفته اند به گونه اى ديگر بايد سخن گفت. نـزول تـدريـجـى و گـردآورى قرآن را پس از فاصله زمانى, با ملاكها و مدارك ويژه تاريخى و فرهنگى بايد مورد مطالعه قرار داد. بـا مـذاهبى كه به منظور توجيه برداشتها و باورهاى خود, دامان قرآن را به غبار اتـهـام تـحريف,آغشته اند! سخنى ديگر بايد داشت, ولى اين را مى توان اعتراف داشت كـه تـمـامـى مـومنان و معتقدان به حق بودن قرآن و نزول آن از جانب خداوند, با وجـود تـصـريـر آيـاتـى چند به مصون بودن قرآن از دستبرد خائنان و تحريف گران, نـمـى بـايست شبهه تحريف را, مجال دهند و مطرر سازند, جز براى پاسخ گويى و تبيين حق. چـه سـخـنـى روشـن تـر از ايـن كـلام الـهى است: ((انا نحن نزلنا الذكر و نحن له لحافظون)) حجر/ 9 ما خود قرآن را نازل كرده ايم و خود آن را حافظ و پاسداريم. ((...و انـه لـكتاب عزيز.لاياتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حـمـيد)) فصلت/ 42-41 و به راستى,قرآن كتاب خدشه ناپذير و توانمند است كه باطل از پـيـش رو و پشت سر بدان ره نمى يابد, (چه اين كه قرآن) نازل شده از سوى خداى حكيم حميد است. روشـن اسـت كـه پـيـامبر(ص) به عنوان امانتدار وحى, مى بايست نگران آينده معجزه جـاويـد خـود بـاشـد و به چگونگى گردآورى آن بينديشد و خداوند به او اطمينان و آرامـش دهـد: ((... ان عـلـينا جمعه و قرآنه)) قيامه/ 71 ... همانا بر ماست كه قرآن را گرد آوريم و (برتو) بخوانيم. ايـن آيـات و آيـات ديـگرى از اين دست, مى نماياند كه قرآن در قلمرو حفاظت ويژه الهى قرار دارد و از سوى خداوند, سلامت آن تضمين شده است. افـزون بـر روايـات, دلـيـلـهاى عقلى و نقلى و شواهد تاريخى و نشانه هاى علمى و فرهنگى نيز بر اين واقعيت گواهى مى دهند. از آن مـيـان, به دليل زاويه نگاهى كه در اين تحقيق برگزيده ايم, تنها به بررسى ديـدگـاه اهـل بـيت(ع) در تحريف ناپذيرى قرآن, مى پردازيم, چه اين كه آنان مفسر كلام وحى, عدل قرآن و بيانگر حقايق آن هستند و سخن و روش آنان, خود ميزان است. احـاديثى كه از پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) در اختيار است و در جاى جاى كتابهاى حـديـث ثـبـت شـده است, بيانهاى مختلفى دارند كه در چند گروه قرار مى گيرند: 1. روايات ارجـاع دهنده احاديث به قرآن و تعيين كننده قرآن به عنوان معيار شناخت درستى و نادرستى دليلهاى نقلى و روايى. 2. روايـات ارجـاع دهـنده مردم به قرآن, در فتنه ها و بحرانهاى فكرى و ابهامهاى معرفتى. 3. رواياتى كه قرآن و اهل بيت را ثقلين دانسته و تمسك به آن دو را شرط نجات از گمراهى شمرده اند. 4. رواياتى كه نكوهش گر دور ماندگان از قرآن هستند. 5. روايات فراوانى كه در آنها اهل بيت به آيات قرآن تمسك كرده و اعتبار سخن خود را با استناد به كلام وحى نمايانده اند. 6. روايـاتـى كه شيعه را در قرات قرآن به همگونى با ساير مسلمانان فرا خوانده اسـت. اكـنـون پـيـش از پرداختن به مطالب ديگر, نمونه اى از اين دسته روايات را مورد توجه قرار مى دهيم. قرآن, معيار درستى و نادرستى روايات ((ان على كل حق حقيقه و على كل صواب نورا فـمـا وافـق كـتـاب الله فخذوه و ما خالف كتاب الله فدعوه.)) هر حقى را حقيقتى گـواه اسـت و هـر درستى را نورى مويد است, پس آنچه از احاديث و سخنان كه موافق كتاب خداست, دريافت كنيد وآنچه مخالف كتاب خداست رها سازيد و مورد عمل و ملاك معرفت قرار ندهيد. عـمـر بـن حـنـظـلـه,روايتى را از امام صادق(ع) نقل كرده است كه مشايخ سه گانه امـامـيه, يعنى شيخ طوسى و كلينى و صدوق در كتابهاى خود بدان اشارت داشته اند و بـا اين كه از نظر سند مرسله است,علما آن را پذيرفته اند: ((قال: قلت فان كان الخبران عنكم مشهورين قد رواهما الثقات عنكم. قـال: ينظر ما وافق حكمه حكم الكتاب و السنه و خالف العامه فيوخذ به و يترك ما خـالف الكتاب و السنه و وافق العامه.)) به امام صادق(ع) گفتم: هر گاه دو روايت ناهمگون به ما برسد كه هر دو مشهور و راويان موثق آن را نقل كرده باشند, وظيفه چـيـست و كدام يك را بايد برگزيد؟ امام صادق(ع) فرمود: بيان و حكم هر روايت كه بـا حـكـم قـرآن و سنت پيامبر(ص) موافق است و با مكتب دور ماندگان از اهل بيت, ناهـمگون است, گزيده مى شود و آن ديگرى كه مخالف قرآن و سنت و هماهنگ با عامه است, وانهاده مى شود. امام رضا(ع) فرمود: ((فـمـا ورد عليكم من حديثين مختلفين فاعرضوهما على كتاب الله فما كان فى كتاب الـلـه مـوجـودا حـلالا و حـراما فاتبعوا ما وافق الكتاب و ما لكم يكن فى الكتاب فـاعـرضـوهـمـا عـلى سنن رسول الله صلى الله عليه و آله.)) هر گاه با دو روايت نـاهمگون رو به رو شديد, نخست آن دو را بر كتاب خدا عرضه كنيد و با آن بسنجيد, اگـر مفادش در كتاب خدا موجود است(حلال يا حرام) از آن كه موافق قرآن است پيروى كـنـيـد و چنانچه در اثبات يا نفى آن حكم سخنى در قرآن نيافتيد, آن دو حديث را به سنت پيامبر عرضه كنيد و با آن بسنجيد. امام صادق(ع) فرمود: ((اذا ورد عـلـيـكم حديثان مختلفان فاعرضوها على كتاب الله,فما وافق كتاب الله فـخـذوه و مـا خالف كتاب الله فذروه.)) هرگاه دو حديث ناهمساز به شما رسيد, آن دو را بـا كـتاب خدا بسنجيد, موافق قرآن را مورد عمل قرار دهيد و مخالف را دور افكنيد. جـز اين روايات, روايات بسيارى در كتابهاى روايتى شيعه و اهل سنت وجود دارد كه بر محور بودن قرآن و ملاك بودن آن در برابر احاديث تصرير شده است. بازگشـت بـه قرآن در بـحـرانـهـاى فـكـرى و عـمـلـى عـن الصادق(ع):قال رسول الـله(ص):((...فاذا التبست عليكم الفتن كقطع اليل المظلم فعليكم بالقرآن, فانه شـافع مشفع...)) هر گاه فتنه ها مانند شب تاريك به شما هجوم آورد, به قرآن پناه بـريـد, زيـرا قـرآن شـفـاعت گرى توانا و كارآمد است (و متمسكان به خود را نجات مى دهد.) همانند اين بيان از امام على(ع) نيز نقل شده است. ايـن بيان مشترك از امام على و امام صادق(ع) مى نماياند كه قرآن از نظر اهل بيت در فاصله زمانى عصر دو امام, هرگز جايگاه والا و هدايت گرى بى چون و چراى خود را از دست نداده و از اعتبار مطلق برخوردار بوده است. قال على(ع) سمعت رسول الله(ص) يقول: اتانى جبرائيل فقال يا محمد ستكون فى امتك فـتـنـه. قلت فما المخرج منها؟ قال: كتاب الله فيه بيان ما قبلكم من خبر و خبر مـا بـعـدكـم...)) على(ع) فرمود از رسول خدا شنيدم كه مى فرمود: جبرائيل نزد من آمد و گفت: اى محمد! به زودى در امت تو فتنه و بحران بزرگى رخ مى نمايد. بـه او گـفـتـم راه گريز از آن فتنه چيست؟ جبرئيل گفت: مراجعه به كتاب خدا راه گـريـز و ايـمـنى است, زيرا در قرآن هرگونه آگاهى ضرورى نسبت به گذشته و آينده وجود دارد.
|
|