
جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَالباطِلُ اِنَّ الباطِلَ كانَ زَهوقاً
کتاب انقلاب
کتاب انقلاب
خداوند ميخواهد با كلماتش باطل را محو و حق را پابرجا كند
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِنْ يَشَأْ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ / 24 : شوري
... و خداوند باطل را محو و حق را با كلمات خويش پابرجا ميسازد. همانا او به آنچه درون سينه هاست آگاه است.
الباطل
چيزي است كه در مقابل حق است و ثبات و واقعيتي ندارد و به ناچار محو ونابود ميشود، و آن يا وجود باطل است يا عمل باطل يا سخن باطل و يا رأي و نظر باطل؛و اگر در قرآن به شرك و شيطان يا ساحر يا تجاوز و ستم يا معاملات ربوي و يا وسايلفساد و گناه و مانند آن «باطل» اطلاِق شده، از باب وسعت معناي باطل است، چنان كههمة اين موارد از افراد و مصاديق آن به حساب ميآيند. «بَطَلَ» فعل است به معناي تباه شد، و «اَبطَلَ» يعني باطل و بياثر كرد، و «مُبطِل» كسي است كه درصدد ابطال چيزيباشد.
الحَقّ
مصدر است به معناي نقيض باطل و آن چيزي است كه ثابت است و موافق باواقع كه بر اِحكام و استحكام و درستي چيزي دلالت ميكند، و چون حق و باطل نقيضيكديگرند، هر چيز يا حق است يا باطل. «حَقَّ» فعل است به معناي محقق و ثابت شد،و «حَقيق» و «اَحَقّ» به معناي سزاوار و مُحِقّ، و «حاقَّة» از اسامي قيامت است، زيرا آنزندگي آخرتي و آن ساعتي كه ميآيد ثابت و محقق و مسلّم و حتمي است و انكارِمنكران و جهلِ جاهلان و مخالفتِ دشمنان در آن اثري ندارد.
برای استفاده از مقالات متنوع از منوی آبشاری سیاسی و اجتماعی استفاده فرمایید

سياسي و اجتماعي


